مثلِ چشمه سویِ دریا می‌روم

بی‌دل وُ بی‌یار وُ تنها می‌رَوَم

 

زحمتِ بُغضِ غریبی می‌کِشَم

تا طلوعِ صبحِ فردا می‌رَوَم

 

جُرعه‌جُرعه، اشکِ من پُل می‌زَنَد

از مسیرِ دشتِ رؤیا می‌رَوَم

 

تا که رَدِّ پایِ غم، پنهان شَوَد

مست وُ سَرخوش‌تَر، زِ دنیا می‌روم

 

بَس‌که، از غم‌های خود نالیده‌ام

ساکت وُ لال وُ به نجوا می‌روم

 

چون طبیان، لاعلاجم خوانده‌اند،

بی‌دوایِ درد وُ بی/نا می‌روم

 

تا نَفَس در سینه دارم، بی‌مجال،

محوِ اقیانوسِ زیبا می‌روم

 

چون: ببینم دستِ امواجِ گِران،

سویِ حق، مثلِ مسیحا می‌روم

 

#پرتو



تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۶ | 17:41 | نویسنده : بنفشه انصاری |