تا پرتو از طلوعت شرم حضور دارد

بر سایه‌سار مهرت فرش غرور دارد

 

ای بارش ترانه، رؤیای جاودانه

آیینه در دو چشمت مهتاب نور دارد

 

در خواب و در تلاطم، در دیدگان مردم

لبخند پرفروغت، رنگِ بلور دارد 

 

روشن در آسمان، گُل‌رو و گل‌سِتانی

باران، از انتظارَت، رمزِ عبور دارد

 

بر کیمیای مویت، رنگ وُ لعابِ رویت

آلاله، از حسادت چشمِ نَمور دارد

 

محتاجم وُ حزینم، مشتاق وُ خوشه‌چینم،

این سینه چون هدایت صَد بوفه کور دارد

 

مستانه باورَم کن، صهبا به ساغرم کن،

با تو دلِ شکسته، سنگِ صبور دارد

 

#پرتو

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ | 14:25 | نویسنده : بنفشه انصاری |