سهم ما شد که بباریم من و چشمه تو و باران
یا که از غفلت بنالیم همنوا با سوگواران
نقش شیرین بر دل فرهاد میلرزد به قهری،
پس خوشا، هر بی/ستونی با/سُتونِ عشق و عرفان
نالهی غمگینِ عشقش تا اَبَد شد پُر تلاطم :
لالههای خفته، خونین، دخمههای "مِهر" ویران
بغضِ هر مادر شکسته بر فرازِ نعشِ طفلی
اشکِ چشمِ هر پدر باریده از سیلابِ چشمان
مرهمِ دلهای محزون، از خدا خواهم که که شاید،
صبر و طاقت بازگردد، بر دلِ خونین و عریان
دیگر از چشمان ابری، بغضِ تنهایی نبارد
تا که: یک آغوش زخمی "زیرِ باران" مانده، بیجان
#پرتو
تاريخ : جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ | 20:30 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
