یکی چون من غرورش رفته بر باد

یکی چون تو ز ویرانیِ من شاد

 

یکی چون من حدیثِ گریه می‌خوانْد

یکی چون تو دلش آسوده می‌ماند

 

یکی چون من وجودش پُرتلَاطُم

یکی چون تو/منی در خاطرش گم

 

یکی چون من نگاهش رو به خورشید

یکی چون تو خدای شور و امّید 

 

یکی چون من نفس هایش شماره

یکی چون تو سرایش پُر ستاره

 

یکی چون من نگاهش سو ندارد

یکی چون تو کنارش او ندارد

 

یکی چون من سکوتش بغضِ یک حرف

یکی چون تو نگاهش قصه‌ای ژرف

 

یکی چون من مسیرش رو به پایان

یکی چون تو بهار هر زمستان

 

یکی چون من خراشیده‌تر از برگ

یکی چون تو درونِ سینه اش سنگ

 

یکی چون من شب وُ روزش شده تو

یکی چون تو نصیبش مِهرِ پرتو

 

خدایا زندگی افسانه‌ی چیست؟

ردایِ زندگی بر قامتِ کیست؟

 

#پرتو

 



تاريخ : چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۶ | 14:2 | نویسنده : بنفشه انصاری |