همه شب در طلبت چشم به فردا دارم
به سرابی هوس بوسهی دریا دارم
چو نسیم سحری مست و پریشانحالم
به خداییِ خدا؛ با تو سخنها دارم
غزلی خسته درونِ دل من میخوانَد
به صدای نفسش عادت بیجا دارم
شده شهریورِ دل، هیزم آتشکدهها
نصبِ آدم از آن همتِ حوا دارم
قفسی ساختم از بهـر عذابِ دل خود،
چه کنم یوسفم و میلِ زلیخا دارم
زدهام رنگ خزان بر تن بازار بهار،
گُهَرِ تاج جنون از سر لیلا دارم
به نگاهی دل و جان پرتو چشمانت شد
به طلوعی طلبِ سازش دنیا دارم
#پرتو
Partopoem@
تاريخ : دوشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۷ | 0:18 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
