رفته بودم سر آلبوم

سر عکسای قدیمی

 

سر لبخند قشنگو

اون دوتا چشم صمیمی

 

تنشِ زنگِ صداتو

نفسو، نور توو چشمات

 

یه صدا، زمزمه‌ی ناب

آتیش قرمز لبهات

 

یاد هر لرزش دستت

که منو دیوونه می‌کرد

 

یاد آبی نگاهت

که دلو ویروونه می‌کرد

 

یادته اون روز اول،

که نگاهت به من افتاد،

 

روز دوم سر راهم،

یه بغل یاسمن افتاد

 

روز سوم سر راهم

یه سره دیوونه‌بازی،

 

انگاری تقدیرمون شد،

حسرتو خاطره سازی

 

هرکدوم، به راهی رفتیم،

به سوی آرزوهامون

 

رفتیم و حیرون نشستیم،

به یاد گفتگوهامون

 

هنوزم، اون کوچه، بانو

گُلایِ یاسمن اونجاست

 

هنوزم کنجِ لبامون

بوسه‌ی خاطره با ماست

 

وقتی که بارون می‌باره

دلِ هردومون می‌گیره،

 

دلِ عید وُ شبِ یلدا،

بی‌دلیل بارون میگیره

 

#پرتو

partopoem@

 

 

 



تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۳۹۷ | 18:22 | نویسنده : بنفشه انصاری |