ازم نپرس کجا بریم

بریم توو دنیای قدیم

 

توو خنده‌های بچگی

بازم بشیم با هم سهیم

 

من باشمو تو باشیو

یه کوله‌بار خاطره،

 

یه آسمون برفیو

یه کوچه و یه منظره،

 

تعطیلی مدرسه و

سرسر‌ه‌بازی روو زمین

 

من که میافتادم با سر،

دلت می‌ریخت هُرّی پایین

 

می‌گفتی دختر تو خوبی؟

می‌گفتم از تو بهترم

 

می‌گفتی جوون سخت شدیا

می‌گفتم از گربه سرم

 

یهو دمِ غروب می‌شد،

وقت خداحافظی مون،

 

اشک توو چشام حلقه می‌زد،

توو لحظه‌ی جدایی‌مون

 

راستی هنوزم دوس داری؟

سرسر‌ه‌بازی بکنی؟

 

یا بشینی توو خونه و

به پنجره زل بزنی؟؟؟

 

اگه بیفتم روو زمین،

بازم دلت شور می‌زنه؟؟؟

 

یا اینکه یادت نمیاد

یه زن بی‌تو جوون می‌کنه؟؟؟

 

برف‌بازیا بهونه بود

تا من فقط نگات کنم،

 

وقت و بی‌وقت با دلهره

با خنده‌هام صدات کنم

 

الان که خوب فکر می‌کنم،

غمگینم از بزرگ شدن

 

می‌ترسم از اونایی که،

 شبیهِ ببر و گرگ شدن

 

#پرتو 

 



تاريخ : چهارشنبه سوم بهمن ۱۳۹۷ | 3:22 | نویسنده : بنفشه انصاری |