آمدی جانم به قربانت چرا دیر آمدی؟
خاطراتت بس نبوده که نفس گیر آمدی؟
بیوفایی با دل رنجور من انصاف بود؟
از پیِ ویرانیم با مُهرِ تقدیر آمدی؟
ساغرِ تلخِ جفا در کامِ شیرین ریختی!
تا که دربندم کنی با زور و زنجیر آمدی
باعث رنج و عذاب مردن فرهادی و
خسرو جانهای خسته، دیر و دلگیر آمدی
عمرِ من در حسرت شبهای یلدای تو شد
با بهانه یا که شعری، جمله، تأخیر آمدی
حافظ شیرین سخن در مطلع شعرش چه گفت؟
هاتفِ فالِ غمِ دل، یا که تفسیر آمدی
آتشِ رخسارهات در پرتوِ چشمانِ مست،
با تپشهای دل آزردهتقصیر آمدی
خانه بعد از تو سرای خامش ویرانگی
بیوفا در بیتِ آخر بهر تزویر آمدی
#پرتو
Partopoem@
تاريخ : چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۷ | 20:5 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
