۸ مارس روز جهانی زن فرخنده باد
زنم آغشتهی عطـرِ نــوازش
زنم در خلسهی احساس و خواهش
نگاهم کن منم مثل تو هستم
تمام عُمر خود دل به تو بستم
اسیر پیچش موج جنونم
دلی تنها که بیتو غرق خونم
بمانم همچنان بر پای پیمان
ببازم در سرایت جان چه آسان
سلامی غرق ایثارِ جوانی
کُهولت در سراشیبم، تو دانی؟!
غروب آرزوهای پس از مرگ
به زردیّ چروکِ خستهی برگ
نمیمانَد فروغی در نگاهم
سپیدی رنگِ گیسوی سیاهم
خزان، در فاصله چشمانتظارم
شکسته شد جناقِ شاخسارم
چو طفلم غرق تب باشد منم من
اسیرِ خوف شب باشد منم من
به بالینش سحَر بیدارِ بیدار
به تنهایی منم یار و پرستار
به نامِ نامیِ نامِ تو خوانند
که طفلم را فقط مال تو دانند
زنم من مادرم من غرق شورم
همیشه چادری دور حضورم
همیشه مُحتَشم در کنج خانه
به زندان اسارت، بیبهانه
صدایم هم حرام و مُستَتر شد
خدا هم از وجودم مُنزَجر شد
زنم من مایهی شرمِ برادر
اگر مویم شود آشفته و تَر
همان مویی که بازَش شد پریشان
نسیمش را پدر گردانده پنهان
نگاهِ شوهرم بر چادرِ سر
اگر بازش کنی بیمایه مادر
زنم من مادرم غرق فریبم
که یوغ بندگی گشته نصیبم
#بنفشه_انصاری_پرتو
@partopoem
بیمایه: بیارزش
.: Weblog Themes By Pichak :.
