✾✾✾
✾✾

در کُـدامیـن "کوچه‌ی مهتـاب" تنـها مانده‌ام!؟
بی‌تــکاپو ... در بهـــــارِ آرزو، جــــا مانده‌ام!؟

در نـــگاهِ بی‌کـــرانِ آبـی‌اَت، بر بــالِ عشـــق،
تا کجــای نیمه‌شـب، درگیــرِ رؤیـــا مانده‌ام!؟

یک نســیمِ بی‌ریـــا از "کوچــه‌بـاغِ " انتــظار،
پس چرا با ماهِ شبْ بی‌یار وُ شیدا مانده‌ام!؟

گفته بـودی: کـه همیشـه با منی؛ جـادویِ ماه!
تا کـجا بـا "یـادِ" تـو از "زنـدگی" وا مانده‌ام!؟

در مجـالِ همنشینی بـا غــم وُ بـا "مرغِ شب"
بی‌طلــوعِ رویِ تـــو در قَـعرِ دریـــا مانده‌ام!؟

در هــوایِ بارشِ سـیلِ جـدایی از دو چشــم،
پس چرا بی‌خاطره، مجنـونِ لیــلا مانده‌ام؟!

در چه "حالی" بی‌شکیبِ دیدَنَت، دلْ بی‌قرار!
با چه دردی، شـاهدِ نِفـرینِ شـب‌ها مانده‌ام!؟

"چلـچراغِ" دیـده‌ای! در "پــرتوِ" خُــردادی‌اَت،
پس چرا من با دو چشـمِ کور، بیـنا مانده‌ام!؟

#بنفشه_انصاری_پرتو 

https://telegram.me/partopoem



تاريخ : دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۸ | 20:45 | نویسنده : بنفشه انصاری |